ميرزا حسن حسينى فسايى
75
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
« . . . نواب سلطان محمد ميرزا در همين ماه ذى الحجه بر اورنگ شاهى قرار گرفت و براى جلوس آن پادشاه ، گفتهاند : منت ايزد را كه بنشست از ره عز و شرف * بر فراز مسند شاهى ، شه انجم سپاه سال تاريخ جلوسش از خرد جستند گفت * « كاش مىبود از ازل سلطان محمد پادشاه » ( وقايع سال 985 - گفتار اول ) « . . . تاريخ جلوس پادشاه جمجاه ، شاه عباس را كلمه « ظل اللّه » يافتند و به فكر ديگرى « مروج مذهب » رسيد و بعضى گفتند : سال تاريخ دل طلب مىكرد * هاتفى بانگ زد كه « ظل اللّه » و ديگرى گفته : كرد بر مسند شهنشاهى * چون جلوس آن شه همايونگاه بود چون سايه خداى جهان * سايه انداخت بر عباد اللّه و ديگرى گفته : بر مسند خاقانى زد تكيه شه ايران * تاريخ جلوسش شد « عباس بهادر خان » ( وقايع سال 996 ) « در تاريخ اين سفر گفتهاند : « گفتا پياده كردم هفتاد حج اكبر » ( وقايع سال 1009 ) « . . . در تاريخ فتح « قلعه گنجه » گفتهاند : تاريخ فتح گنجه « كليد شماخى » است ( گفتار اول - وقايع سال 1015 ) « خواجه محمد يوسف قزوينى در تاريخ اين واقعه فرموده است : چونكه سردار لشكر رومى * داخل ملك ايروان گرديد در سه مه گرد قلعه چون بنشست * مهرهها بر بساط عربده چيد ماه شوال چون ز بيست گذشت * دهه آخرين به نصف رسيد دولت شاه دين مساعد شد * لشكر روم منهزم گرديد پى تاريخ آن خرد گفتا * « آمد امروز شيعيان را عيد » ( وقايع سال 1025 ) « . . . شاه عباس اول . . . در شب پنجشنبه بيست و چهارم ماه جمادى اول اين سال ( : 1038 ) وقت سحر ، داعى حق را لبيك اجابت گفته ، جان را به جانآفرين سپرد ؛ بود ظل اللّه تاريخ جلوس * ظل حق تاريخ سال رحلتش » ( وقايع سال 1037 - گفتار اول ) « . . . در اين سال نهرى عميق و وسيع از حوالى حله كنده از نزديكى مسجد كوفه گذرانيده به درياى نجف رسانيدند و در تاريخ اين خيرات جاريه ، گفتهاند : شاه اقبال قرين خسرو دين شاه صفى * آنكه خاك قدمش زيور افسر آمد يافت توفيق كه آرد به نجف آب فرات * آن بشارت به شه از حيدر صفدر آمد سال تاريخ چو پرسيدم از ايشان گفتند * « آب ما از مدد ساقى كوثر آمد » ( وقايع سال 1042 )